الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
531
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
و آيه : وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً 33 / كهف ) يعنى چيزى از آن كم نشده است . و آيه : ( وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً - 47 / زمر ) معانى هر سه ظلمى را كه گفته شد « 1 » . در بر مىگيرد يعنى هر كسى كه ظلمى در دنيا نموده است در قيامت دوست مىدارد و حاضر است هر چه در دنيا از ستمگرى بدست آورده است و حتّى دو برابر آن را فديه بدهد تا از عذابش خلاص شود . و آيه : ( هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغى - 25 / نجم ) تنبيهى و هشدارى است بر اينكه ظلم و ستم انسان را از عقوبتش بىنياز نمىكند و پاداشى ندارد ، و رهائيش نمىدهد بلكه به مرگ مىرساند به دلالت سرنوشت قوم نوح . و آيه ( وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ - 31 / غافر ) و در جاى ديگر آيه : ( وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ - 29 / ق ) كه در آيهء اوّل با واژه - عباد - تخصيص به اراده دارد و ديگرى با لفظ - ظلّام - اختصاص به عبيد كه تفسيرش به بعد از اين كتاب مخصوص مىشود . الظَّلِيم : شتر مرغ نر ، ناميدن ظَلِيم بنابر اعتقاد آنهاست ، يعنى ( اعراب ) كه آن را مظلوم مىدانند و اين معنى در شعرى است كه شاعر به آن اشاره كرده : فصرت كالهيق عدا يبتغى * قرنا فلم يرجع بأذنين ( همچون شتر مرغ نر شدم جز اينكه شاخى مىخواستم و با دو گوشم بر نگشت ) . الظَّلْم : آب دندان ، خليل گفته است : لقيته أدنى ظَلَمٍ يا ذي ظَلمَةٍ : اوّل چيزى كه
--> ( 1 ) على عليه السّلام در نهج البلاغه ظلم و عدل را اين گونه بيان مىكند كه العدل يضع الامور مواضعها ، و انّ الظّلم ثلاثه : فظلم لا يغفر ، و ظلم لا يترك و ظلم مغفور . و جلال الدّين مولوى اين معانى را عارفانه چنين سروده است : ظلم چبود وضع غير موضعش * هين مكن در غير موضع ضايعش عدل چبود آب ده اشجار را * ظلم چبود آبدادن خار را عدل وضع نعمتى بر موضعش * نى بهر بيخى كه باشد آبكش ظلم چبود وضع در ناموضعى * كه نباشد جز بلا را منبعى ( دفتر پنجم 297 ) .